محمد رضا واليزاده معجزى
43
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
باوجود بيمارى در قيد حيات بود همه مطيع امر و نهى او بودند و سخن او قاطع بود . ولى بعد از كشته شدن او ، ايل بيرانوند به چند دسته تقسيم شده و هردسته طرفدار يك نفر شدند . غلام على خان كه سنّا هم بزرگتر [ از ] ديگران بود مىگفت رئيس بيرانوند منم . شيخ على خان شوهر خواهر على مردان خان مىگفت رياست طايفه حق محض من است . شير محمد خان برادرزاده على مردان خان [ . . . كه ] ظاهرا خيال داشت با شاهزاده اشرف خانم قاجار سوگلى بيوه عمويش ازدواج كند ، خود را ثانى و ثنين على مردان خان دانسته و مىگفت با وجود من براى هيچكس چنين حقى نيست . . . بارى مدعيان رياست سخت به رقابت افتادند و تا آنجا كه در حيز قدرت آنها بود در تضعيف همديگر كوشيدند و انشعابى در ايل به وجود آوردند كه كار فاتحان لرستان را آسان كرد . تسخير سيلاخور و صدور فرمان حمله [ به سوى خرمآباد ] در تاريخ بيستم جوزاى 1301 شمسى فوج نادرى به فرماندهى هنگ دوم خلعتبرى از تهران [ به ] اراك و [ از آنجا ] به بروجرد حركت كرد و خود امير احمدى فرمانده قواى غرب با يك بهادران سوار از طريق اراك [ و ] همدان به فوج نادرى ملحق شد و متفقا به بروجرد وارد گرديدند ؛ [ آن زمان ] مصادف با اول تابستان بود « 1 » كه لرستانيان عموما در خانه خود مىباشند و تا اواسط پاييز همچنان در خانه خود سكونت دارند و بديهى است همچو موقعى جهت حركت اردو صلاح نبوده است . بنابراين امير احمدى كه از هرحيث به اوضاع لرستان آشنا بود به دو علت عزيمت به خرمآباد را به آخر فصل پاييز موكول ساخت . يكى به خاطر اينكه در پاييز و زمستان عشاير و قبايل لرستان به خاطر تعليف اغنام و احشام خود و نيز به جهت استفاده از هواى مساعد و گرم خوزستان ، لرستان را ترك و به نقاط گرمسيرى بروند و خرمآباد و پيرامون آنكه موردنظر لشكر بود خلوت شود « 2 » و غير از عده قليلى كه به اندازه ربع جمعيت لرستان هم نيست كسى در محل باقى نماند « 3 » كه پيشروى لشكر را به سوى خرمآباد متوقف سازد . ديگر آنكه در اين مدت كه در بروجرد متوقف مىشود با خوانين و طوايفى كه سابقه
--> ( 1 ) . اصل : مىباشد . ( 2 ) . اصل : مىشد . ( 3 ) . نمىماند .